مرتضى مطهرى

89

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است كه بايد روى آن استدلال كنيم ؟ تصادف و نظام علّيت غايى اينجا يكى دو مطلب هست كه من بايد عرض كنم . يكى اينكه نقطهء مقابل نظم فاعلى به مفهوم علت فاعلى ، تصادف است ، صدفه است ، اتفاق است . آن صد در صد مردود است و آن اين است كه يك چيزى خود به خود و بدون علت به وجود بيايد . اين يك امر قابل بحثى نيست ، طرفدار هم ندارد . روى اين هم بحث نمىكنيم . اما تصادفى كه نقطهء مقابل علت غايى است : آيا اصلا در عالم تصادف به اين معنا وجود دارد يا وجود ندارد ؟ آيا كسانى كه قائل به علّيت غايى هستند مىگويند تصادف وجود ندارد مطلقا يا مىگويند تصادف هم در عالم وجود پيدا مىكند اما اين تشكيلاتى كه ما در عالم مىبينيم ناشى از تصادف نيست ، تصادف در عالم وجود دارد اما به يك مفهوم نسبى نه به يك مفهوم مطلق ؟ ببينيد ، هر فاعلى ، هر علتى و لو بىشعور بىشعور هم باشد به سوى يك هدف حركت مىكند . تصادفات اين طور پيدا مىشود : اگر ما دو رشته از علت داشته باشيم ، يك رشته از علت داريم كه به سوى يك هدفى سير مىكند ، يك رشتهء ديگر از علت هم داريم ، آن هم به سوى هدف خاصى سير مىكند ولى اين دو ممكن است در يك نقطه به همديگر برسند و وقتى كه به همديگر برسند يك جريانى به وجود بيايد . اين جريان را مىگوييم تصادف . تصادف اتومبيلها را هم كه مىگويند ، از همين جهت است . يك آدمى به سوى مقصدى دارد حركت مىكند ، از عرض خيابان مىرود ، يك اتومبيل هم به سوى مقصدى دارد مىرود ، در طول خيابان حركت مىكند ، ولى بدون اينكه آن به اين توجه داشته باشد و اين به آن توجه داشته باشد ، در يك نقطهء معين از خيابان كه مىرسند ، در لحظهء معين او از اين طرف مىرسد ، او از آن طرف مىرسد و تصادف رخ مىدهد . به اين مىگويند تصادف . آيا در كار عالم تصادف به اين معنا وجود دارد يا وجود ندارد ؟ مسلّم اين جور تصادفات در عالم هميشه وجود دارد . خوب ، آيا هيچ ممكن است در خلقت اشياء تصادف دخالت داشته باشد ؟ مانعى نيست تصادف به اين معنا دخالت داشته باشد و اين دخالت داشتن با اصل علّيت غايى منافات ندارد . مثلا يك فرضيه‌اى امروز راجع به خلقت همين منظومهء شمسى ما هست . اين فرضيه هنوز هم مورد قبول است . بعضى اشخاص مىگويند كه اين خودش